
چه روز های غ/قریبی بود مثل بچه میشدم تو را، می رفتی و من به دنبال چادرت به پشت مرد هم که می شدم در بی چراغی کوچه پنهان می شدی ز من انگار که از جانب یک ترس تعقیب می شوی آخر چرا؟ گاهی به سرم میخورد انگار اعتبار محبتت آخر رسید دوستم نداشتی دیگر و نداری باز... چرندیات شبانه......
ادامه مطلب